واعتصموا بحبل الله جميعاولاتفرقوا
شريف‏ترين بى‏نيازى ، وانهادن آرزوهاست . [نهج البلاغه]

در يادداشتي که توسط آيت‌الله سيدمصطفي خوانساري، از شاگردان خاص آيت‌الله حائري و آيت‌الله بروجردي نوشته شده و به تأييد آيت‌الله حائري نيز رسيده است، از اقدامات تفرقه‌افکنانه برخي از روحانيون به شدت انتقاد شده است.

در اين يادداشت که در سال 1313 منتشر شده، آمده است:
در اين جا مي‌خواهم چيزي را تذکر دهم که بسياري از مردم آن را نمي‌دانند و يا اگر بدانند به آن توجهي ندارند و آن زيان‌هاي بي‌شماري است که در نتيجه اختلافات مسلمين پيدا شده و ما به آن اعتنا نداريم.


فرق مسلمين از خاصه و عامه و شيعه و اهل تسنن و طوايف ديگر بايد اين اختلافات را کنار گذارند و دشمنان بزرگ خود را که ماديين و نصارا و ديگران هستند، جواب گويند و مزايادين اسلام را به اهل عالم برسانند.


فرق مسلمين بايد همچون اعضاي يک بدن براي يک مقصود، که ترويج اسلام است بکوشند. دست و پا و ديگر اعضاي بدن گرچه از يکديگر جدا و مفرعند، ولي همه براي يک مقصود که نگهداري بدن است، کوشش مي‌کنند. ما بايد دينداري را از صحابه و تابعين و مسلمانان صدراسلام بياموزيم که از اختلافات خود چشم پوشيدند و در پيشرفت يک مقصود کوشيدند.

آري ، در نتيجه اتحاد و يگانگي آن‌ها بود که اسلام با آن همه سرعت در همه جاي عالم منتشر شد.

اگر پس از رحلت پيغمبر، مسلمين آن اتحاد را نداشتند و تحت کلمه واحده توحيد و شهادت به رسالت جمع نمي‌شدند، آيا ممکن بود آن پيشرفت‌ها براي اسلام پيدا شود؟ آيا آن همه زحمات پيغمبر اسلام به هدر نمي‌رفت؟ آري به اجتماع جهان را توان گرفت.

در امروز هم اگر مسلمين همان اتحاد را داشته باشند و به وسيله قلم و زبان، مزاياي اسلام را به اهل عالم برسانند، نتيجه‌اش کمتر نخواهد بود، زيرا مردم امروز، زيان‌هاي بي ديني را به خوبي ديده و سنجيده‌اند. هرگاه ديني مانند اسلام ببينند، به زودي بپذيرند.

گذشته از اين، اختلافات کنوني مورد ندارد، زيرا امروز کسي که داعي خلافت داشته باشد در ميان نيست تا اين که به اين واسطه اختلافاتي باشد و در اصل دين که توحيد و نبوت و معاد است، اختلاف نيست فقط اختلاف در مسئله امامت و خلافت بلافصل است که از اصول مذهب است و آن هم به واسطه نبودن امام حاضري مورد ندارد.

اما اختلافات در فروع دين ـ اين اندازه اختلاف در ميان هر قومي ‌هست و نبايد براي اين با يکديگر دشمني کنند. چنان که عامه در فروع فقهيه، پيروي يکي از فقها و ائمه اربعه خود را مي‌کنند، شيعه هم متابعت ائمه اثني‌عشر و فقهاي خود را مي‌نمايد و اين اختلاف در فروع هم به جايي مضر نيست. فقط همان مسأله خلافت است که آن هم چون امروز موضوع ندارد، بايد کنار گذارند تا اين که از اصل مقصود باز نماند، وگرنه ديگران که منتظر بازار آشفته‌اند با بودن اين اختلافات به مقصود خواهند رسيد. داستان سيد و شيخ و بازاري در باغ معروف است که به واسطه اختلاف، هر سه مغلوب شدند، بلکه آن چه از مراجعه به تاريخ به دست مي‌آيد، بيشتر غلبه‌هايي که در عالم شده، به واسطه اختلاف مغلوبين بوده است. »


 



 
نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 28 آبان 1386  ساعت 9:0 صبح 

به نام او و ياد او

دوباره سلام
با شروع سال جديد تحصيلي(هرچند بسيار دير) باز دوباره برآنم که برحسب وظيفه دوباره کار خود را در انتقال مطالب مورد نياز جامعه _مخصوصاباتوجه به سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي_ ادامه دهم واز خداوند منان ميخواهم به من اين توفيق را عنايت فرمايد.
ازکليه کاربران عزيز که لطف ميکنند و به اين وبلاگ سر ميزنن عاجزانه خواهشمندم با پيشنهادات خود مرا درپيشبرد اين هدف(درسري جديد) ياري نمايند.                                                         


                                                       



 
نويسنده: محمد بخشي |  يکشنبه 27 آبان 1386  ساعت 9:48 صبح 
    + تسليت

انا لله وانا اليه راجعون
فوت ودرگذشت عالم رباني مرجع بزرگ عالم تشيع حضرت آيت الله فاضل لنکراني رابه به حضرت بقيه‌الله ارواحنافداه و به مراجع عظام و مقام معظم رهبري تسليت عرض مي نمايم... 


                  
حوزه‌ي علميه يکي از اسطوانه‌هاي علمي و تحقيقي و يکي از استادان برجسته‌ي خود، و ملت ايران يکي از مراجع تقليد انقلابي و بيدار و پرتحرک خود را از دست داد. ايشان در سالهاي طولانيِ دوران اختناق در شمار برجستگاني از حوزه‌ي علميه‌ي قم بودند که در ميدانهاي گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعيد را به جان خريدند، و پس از پيروزي انقلاب از جمله‌ي روحانيون نامداري بودند که نقشهاي مهمي در همه‌ي موارد حساس ايفاء نمودند. رحمت خدا بر ايشان باد.
اينجانب اين مصيبت بزرگ را به حضرت بقيه‌الله ارواحنافداه و به مراجع عظام و علماي اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ي مبارکه و به عموم ملت ايران تسليت ميگويم. همچنين به خانواده‌ي مکرّم و آقازادگان ارجمند و ديگر بازماندگان و منسوبان ايشان عرض تسليت کرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مينمايم.
                                  
 بخش هايي ازپيام مقام معظم رهبري



 
نويسنده: محمد بخشي |  يکشنبه 27 خرداد 1386  ساعت 12:0 صبح 

حرم مطهر عسگريين قرن‌ها در شهر سامراء و در ميان مردم اهل تسنن محترم بود و هرگز کسي‏درهيچ‏دوره به ساحت مقدس آن اهانت روا نداشته بود...
 


انالله وانا اليه راجعون
*دست تبهکار فتنه‌انگيزان بار ديگر خنجر زهرآلود خود را به پيکره‌ي امت اسلامي فرود آورد و مرتکب جنايتي فجيع شد. حادثه‌ي انفجار در حرم سامراء و هتک حرمت مرقد مطهر امامين همامين عسگريين سلام‌الله عليهما نه فقط دل شيعيان جهان را خونين و عموم مسلمان را که به خاندان مکرم پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله عشق و ارادت مي‌ورزند، غمگين و جريحه‌دار کرد، بلکه دنياي اسلام را در برابر توطئه‌ي هولناکي قرار داد که هدفش ايجاد جنگ داخلي در عراق و مشغول کردن ملت‌هاي مسلمانان به حوادث خونيني مذهبي و فرقه‌ئي است.
*اشغالگران براي سست کردن پايه‌هاي دولت مردمي عراق و توجيه حضور نامشروع خود در آن کشور، ميدان را براي تروريست‌ها و وحشت آفرين‌ها بازگزارده و ميان برادران مسلمان آتش افروزي مي‌کنند.
*اشغالگران عراق نمي‌توانند از مسئوليت اين جنايت بزرگ شانه خالي کنند.
*برادران شيعه و سني عراق به هوش باشند که در دام توطئه‌ي دشمن نيفتند.
*مسلمانان در همه جاي جهان بيش از گذشته بايد مراقب سياست تفرقه‌افکني و جنگ‌افروزي دشمنان اسلام باشند.
*امروز دشمنان در عراق، در فلسطين، در لبنان و در هر نقطه از جهان اسلام که بتوانند آتش‌افروزي مي‌کنند و با بهانه‌هاي گوناگون مذهبي و قومي و حزبي و غيره مسلمانان را به صف آرائي در برابر يکديگر و برادرکشي تحريک مي‌نمايند. مسلمانان نبايد به آن‌ها در اين هدف ننگين و خطرناک کمک کنند.


*علماي محترم اهل تسنن فاجعه‌ي سامراء را محکوم کنند و صريحا بيزاري خود را از مرتکبان آن ابراز نمايند و علماي محترم شيعه، پيروان اهل بيت عليهم السلام را به خويشتنداري دعوت کنند و همه ي علماء و بزرگان روحاني جهان اسلام پيروان خود را به همدلي با برادران خود و رعايت احساسات مذهبي هر فرقه سفارش نمايند.
       پيام‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ در محکوميت هتک‌ حرمت‌ حرمين‌ عسگريين _ 24/ 03/ 86



 
نويسنده: محمد بخشي |  جمعه 25 خرداد 1386  ساعت 12:0 صبح 

پيوند برادرى ميان ملت لازم است، اما کافى نيست؛ پيوند برادرى علاوه‏ى بر درون ملت، بايد ميان امت اسلامى با کشورها و ملتهاى ديگر برقرار باشد. جنگ شيعه و سنى از جمله‏ى توطئه‏هاى بزرگ دشمنان است. يک گروه متعصبِ متحجرِ بى‏خبر از حقايق عالَم و بى‏خبر از معنويت را در مقابله‏ى با فِرق اسلامى به راه مى‏اندازند - در عراق يک‏جور، در لبنان يک‏جور، در مناطق ديگر يک‏جور - براى اينکه اختلاف ايجاد کنند.
برادران مسلمان چه در ايران، چه در عراق، چه در پاکستان، چه در لبنان، چه در فلسطين، چه در ديگر مناطق عالَم، از هر مذهبى که هستند، اين را ميدانند که نظر ما اين است و نظر علماى حقيقى اسلام اين است که: «آلودن دست به خون برادر مسلمان، جزو گناهان غيرقابل بخشش است». کسانى دست خود را به خون برادران مسلمانشان مى‏آلايند به عنوان پيروى از اسلام؟! به نام پايبندى به اسلام؟! اين خروج از اسلام است. همه بدانند: برادرى ملت ايران با ملتهاى مسلمان ديگر، يک برادرى واقعى است؛ اختلاف مذهبى در جاى خود هست - شيعه، شيعه است؛ سنى، سنى است - در ميان اهل تسنن و در ميان شيعه، اختلافهاى فکرى و مذهبى باز هم وجود دارد؛ اما همه‏ى اينها زير پرچم لا اله الّا اللَّه و محمد رسول اللَّه بايد برادر باشند و در مقابله با دشمنان اسلام و دشمنان امت اسلامى بتوانند ايستادگى کنند.
           بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم هيجدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره)  14 / 03/ 86



 
نويسنده: محمد بخشي |  يکشنبه 20 خرداد 1386  ساعت 11:42 صبح 

سلام ودرود به روح‏بزرگ، منادي وحدت وبرادري مسلمين خميني کبير (ره) 



ما ميگوئيم نظام ما، اسلامى است؛ يعنى متعلق به اسلام است؛ مورد توجه و قبول همه‏ى مسلمانان است؛ مخصوص يک فرقه‏ى از مسلمانان نيست. درست است که اين نظام از دلِ معارف شيعى جوشيد و به وسيله‏ى يک مرجع تقليد شيعه، رهبرى و هدايت شد، اما نظام جمهورى اسلامى هرگز شناسنامه‏ى تک‏مذهبى براى خود فراهم نکرده است. به همين دليل هم هست که در سرتاسر دنياى اسلام، جوانان از مذاهب مختلف اسلامى، طرفدار و علاقه‏مند به اين نظام بوده‏اند و نام امام را گرامى و مقدس داشته‏اند. در تمام اين بيست و هشت سال و تا امروز، در کشورهاى عربى، در بسيارى از کشورهاى اسلامىِ غير عربى در شرق و غرب دنياى اسلام، جوانان، دلباخته‏ى نام امام بزرگوار ما وشيفته‏ى جمهورى اسلامى‏اند.               
امروز جوانان سنىِ فلسطين مانند جوانان شيعه‏ى مخلص لبنان، چشم به نظام جمهورى اسلامى دوخته‏اند. اميد را از نگاه به جمهورى اسلامى در دل خود انباشته ميکنند. استقامت جمهورى اسلامى، آنها را اميدوار ميکند. آنها از عزت جمهورى اسلامى احساس عزت ميکنند. در هر کشورى از کشورهاى اسلامى، هرکدام از مسئولان عالى‏رتبه‏ى کشور ما به دانشگاهى رفتند، به ميان مردم رفتند، مردم آنها را مانند جان در آغوش گرفتند؛ به آنها عشق ميورزند. هر چه مواضع يک مسئول صريحتر و روشنتر نمايانگر مواضع جمهورى اسلامى باشد، محبت و ارادت دنياى اسلام به او بيشتر ميشود. بنابراين اسلام در کشور ما به معناى اسلام فرامذهب و هويت فرامذهبى است. اکثريت مردم کشور ما که شيعه و امامى و مخلص اهل‏بيت (عليهم‏السّلام) هستند، در کنار اکثريت دنياى اسلام که داراى مذاهب مختلف اهل تسنن‏اند، و در کنار برادران شيعه‏ى خودمان در عراق و در لبنان و در پاکستان و در بحرين و در ديگر نقاط، با يک نگاه به جمهورى اسلامى نگاه ميکنند و حاضرند در راه جمهورى اسلامى فداکارى کنند. ما در جنگ تحميلى افرادى از کشورهاى ديگر را سراغ داشتيم که براى دفاع از مرزهاى جمهورى اسلامى، آماده‏ى فداکارى بودند. اسلامى بودن، يعنى وابسته‏ى به اسلام و مبتنى بر شرع مقدس اسلام.


            بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم هيجدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره) _ 14 / 03/ 86



 
نويسنده: محمد بخشي |  سه‏شنبه 15 خرداد 1386  ساعت 12:0 صبح 


يک بخش از جنگ روانى دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومى، اختلافات مذهبى - شيعه و سنى - اختلافات جناحى، اختلافات صنفى و رقابتهاى صنفى را ترويج و تبليغ مى‏کنند. در داخل، مزدوران و ايادى‏اى هم دارند که مقاصد آنها را در اينجا به شکلهاى گوناگون عمل مى‏کنند. اينها شايعه‏پراکنى مى‏کنند. در مسئله‏ى عراق، ايران را متهم مى‏کنند. کسانى که آمده‏اند عراق را اشغال کرده‏اند، ملت عراق را تحقير کرده‏اند، زنان، مردان و جوانان عراقى را به انواع مختلف مورد اهانت قرار داده‏اند، همين حالا هم نظامى امريکايى و انگليسى در عراق با کمال بدرفتارى دارد عمل مى‏کند، اينها ايران را متهم مى‏کنند که در امور عراق دخالت مى‏کند. آن روزى که دولت امريکا و خيلى از دولتهاى غربى از صدام بعثىِ معدوم حمايت مى‏کردند، ملت ايران آغوشش را بر روى آزادگان عراقى باز کرد؛ آزادمردان عراقى به اينجا آمدند و ما آنها را از شر صدام حفظ کرديم؛ امروز همانها در عراق به قدرت و حکومت رسيده‏اند. تروريسم در عراق با تحريک سرويس‏هاى جاسوسى امريکا و انگليس و اسرائيل است. اين برادرکشى‏ها در عراق ناشى از جنگ شيعه و سنى نيست؛ شيعه و سنى قرنها در عراق با هم زندگى کرده‏اند و جنگى هم نداشته‏اند. خانواده‏هاى عراقىِ بسيارى هستند که بعضى‏شان شيعه‏اند، بعضى‏شان سنى؛ با هم ازدواج کرده‏اند، با هم زندگى مى‏کردند. اين ترورها را آنها به وجود آورده‏اند؛ آنها هستند که از ناامنى‏ها سود مى‏برند.
در مورد نفوذ شيعه و ترويج تشيع از سوى ايران و هلال شيعى و از اين حرفها، شايعه‏پراکنى مى‏کنند. يکى از شعبه‏هاى جنگ روانى اينها اين است: اولاً بين ملت ايران اختلاف بيندازند، ثانياً بين ملت ايران و ملتهاى ديگر مسلمان اختلاف بيندازند. سياست امريکا اين بوده است که همسايه‏هاى ما را در خليج فارس از نظام جمهورى اسلامى بترساند. البته بعضى از آنها آگاهانه و هوشيارانه توطئه را فهميده‏اند، بعضى هم ممکن است اشتباه کنند و در دام اين توطئه‏ى امريکايى بيفتند. ما به سوى همسايه‏هاى خليج فارس - که منطقه‏ى عمده‏ى نفتى دنيا متعلق به اين مجموعه است - هميشه دست دوستى دراز کرده‏ايم؛ الان هم با آنها دوستيم و دست دوستى دراز مى‏کنيم و اعتقاد ما اين است که کشورهاى حوزه‏ى خليج فارس بايد پيمان دفاعىِ مشترک داشته باشند و بايد با هم همکارى کنند. براى دفاع از اين منطقه‏ى مهم نبايد امريکا و انگليس و بيگانگان و ديگران و طمع‏ورزان بيايند؛ خود ما بايد امنيت اين منطقه را حفظ کنيم؛ و اين با همکارى کشورهاى خليج فارس ممکن است.


 



 
نويسنده: محمد بخشي |  سه‏شنبه 18 ارديبهشت 1386  ساعت 2:6 عصر 

به بهانه هفته وحدت
امام افراد جامعه اي که مي‏خواهندبه‏مقصدي واحدنائل گرددندبه قطره هاي باران تشبيه مي کندکه‏اگر قطره‏اي‏ازديگر قطره هاجدا باشد،يک برگ راهم تر نميکندواگرميلياردها قطره وجود داشته باشنداما جدا،بازکاري‏ازآنها برنمي آيد، حال اگرباهم اتصال پيدا  کردند نهري تشکيل مي دهند و مي توانندزميني را آبياري کنند،واگراين نهر با ساير نهرها متصل شد رودخانه اي تشکيل مي دهد وقدرتش زياد مي شود.
وگاهي  آن چنان قدرت پيدا مي کندکه مي تواند با خروش  خود درختان وبناها راتخريب کنند،واگرهمه رودخانه‏هادريک جا جمع شوند، درياچه اي تشکيل مي دهند وقدرتش آن قدرافزون مي گرددکه يک موجش کشتيها رامي شکند.
                                               
جامعه ما همين طور است،اگرصدميليون يکي‏يکي باشند،کاري ازآنها برنمي آيد هرکدام‏به اندازه خودشانندوقدرتشان مانند قطره ها بسيار محدود ، اگرجمعي با اوهم عقيده شدند وبا هم درمقصدي شرکت کردند، قدرتي است که ازآن کارهاي محدود مي آيد ،اما اگرجمعيت ديگري باشند که دراين راه مخالف و مزاحم باشند، بواسطه‏اين مزاحمت کارها خنثي مي شود نه او به مقصد مي رسد و نه دسته مخالف.
امام خميني9/8/57  صحيفه نورج 2  ص 246 



 
نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 20 فروردين 1386  ساعت 11:47 صبح 

جريان عالم به سمت حاکميت حق وحقيقت است. (مقام معظم رهبري)


ودراين ميان انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داري حضرت حجت (اروحنا فداه) است .   (امام خميني ره)


پس انقلاب ما زمينه سازهمان حکومتي است که درفضاي رحمت به پا خواهدشد.


وامروز دراثرانقلاب اسلامي کاروان ولشکرحق روز به روز درحال افزايش است وديگر«نه فقط شيعه بلکه تمام طوايف مسلمين وبلکه تمام اديان الهي درانتظار مهدي موعودند»،فلذا بزرگترين ملاک قرار گرفتن افراد درجبهه حق يا جبهه باطل ايمان وعمل صالح است ودراين ميان امروزمردم ايران بزرگترين پشتوانه جبهه حق هستند وبرهمين مبنا است که پشتوانه‌جبهه‌ باطل‌ يعني صهيونيسم وقتي پيشرفت روز افزون مارا مشاهده مي کند به تلاطم مي افتد وفتنه کاريکاتورها رابه راه مي اندازد تاشعله جدال را درميان پيروان اديان برافروزد، فاجعه سامرا را پي ميريزد تاتفرقه وبرادر کشي  را درميان شيعه وسني به راه‌ اندازد.


پاپ را تحريک به خشن خواندن مسلمانان ميکندتا مسلمان را در مقابل مسيحي قراربگيرد.


پرونده هسته اي ايران رارسانه هاي خبري شان فرياد مي‌کند شايدکه اذهان مردم دنيا را برضدمابرانگيزاند، حال پس ازآنکه هيچ يک ازاين فتنه ها به نتيجه نرسيد با قواي افزون تروعلنا وارد صحنه شده اند، ومسجد الاقصي نخستين قبله مسلمين يعني همان آخرين نقطه زميني حرکت پيامبر اعظم(ص) به سوي ‌معراج رادرسال پيامبراعظم(ص) مورد هجمه قرار داده اندجايي که براي رسيدن به آن گريزي نيست مگر آنکه راه کربلا رابگشاييم چراکه "راه قدس ازکربلا مي گذرد" وماکه دراين روز يعني سالگرد شمسي تخريب سامرا ودر پايان مهلت قطعنامه شوراي امنيت درمورد فعاليت هاي هسته‌اي ايران ودرجو اجراي برنامه هاي از پيش طراحي شده براي درگيري شيعه وسني ازلبنان تا عراق وحتي زاهدان قرارداريم درخيابان هاي پايتخت گردآمده ايم واعلام مي داريم که (ياايهاالمسلون اتحدوا اتحدوا)


اي مسلمانان به فرمان فرمانده جبهه حق که درهمين روزها فرمود:"جهان اسلام بايد اشغالگران قدس را پشيمان کند" لبيک گوئيد،لبيک نوک پيکان حمله خود را از يکديگر به سمت اسرائيل بچرخانيد تا پشيمانش کنيد.


 


 



 
نويسنده: محمد بخشي |  سه‏شنبه 29 اسفند 1385  ساعت 5:54 عصر 

پيام بچه هاي تقريب به مسلمانان جهان به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي


ديروزاهانت کاريکاتوريستها ، سخنان پاپ ، تخريب حرمين شريفين 
                                                                   
 
                                                                            امروز تخريب مسجدالقصي
                                                                             
                                                                                         
واگر سکوت کنيم فردا...



 
نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 23 بهمن 1385  ساعت 10:17 صبح 


 


ما «الحمدللَّه الذى جعلنا من المتمسّکين بولاية اميرالمؤمنين» را رها نمى‏کنيم؛ ما تمسک به ولايت على‏بن‏ابيطالب (عليه‏السّلام) - که نعمت بزرگ خداست - را محکم نگه مى‏داريم؛ اما با کسى که به اين حبل متين تمسک نکرده است، دعوا هم نمى‏کنيم. اين وظيفه‏ى جامعه‏ى تشيع است. آنچه که دشمن مى‏خواهد، اين است که با هم اختلاف کنيم.


وظيفه‏ى جامعه‏ى تسنن هم همين‏طور است. برادران اهل تسنن هم بدانند که نقشه‏ى دشمن، ايجاد اختلاف است، ايجاد تعصب است، برادرکشى است؛ به کمتر از برادرکشى هم راضى نمى‏شوند. ببينيد الان در بغداد و شهرهاى مختلف عراق چه مى‏کنند! مسجد شيعه، مسجد براثا، حرم مطهر امامين عسگريين، مسجد کوفه، هر جا دستشان برسد...


اين عواملى که اختلاف‏افکنى مى‏کنند، نه شيعه‏اند، نه سنى؛ نه به شيعه علاقه دارند، نه به تسنن؛ نه مقدسات شيعه را قبول دارند، نه مقدسات سنى را...


                                                                                      ازبيانات مقام معظم رهبري



 
نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 16 بهمن 1385  ساعت 2:17 عصر 

                      مقام معظم رهبري
رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار هم‏انديشى علماى شيعه و اهل تسنن‏
اختلاف بين طرفداران دو عقيده بر اثر تعصبات، يک امرى است که هست و طبيعى است، و مخصوص شيعه و سنى هم نيست. بين فِرَق شيعه، خودشان؛ بين فِرَق سنى، خودشان؛ در طول زمان از اين اختلافات وجود داشته است. تاريخ را نگاه کنيد، مى‏بينيد هم بين فرق فقهى و اصولى اهل تسنن - مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعيه و اينها - هم بين فرق مختلف شيعه، بين خودشان، اختلافاتى وجود داشته است. اين اختلافات وقتى به سطوح پايين - مردم عامى - مى‏رسد، به جاهاى تند و خطرناکى هم مى‏رسد؛ دست به گريبان مى‏شوند. علما مى‏نشينند با هم حرف مى‏زنند و بحث مى‏کنند؛ ليکن وقتى نوبت به کسانى رسيد که سلاح علمى ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادى استفاده مى‏کنند که اين خطرناک است. در دنيا اين هميشه بوده؛ هميشه هم مؤمنين و خيرخواهان سعى مى‏کردند که مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان اين بوده است که نگذارند سطوح غيرعلمى کارشان به درگيرى برسد؛ ليکن از يک دوره‏اى به اين طرف، يک عامل ديگرى هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمى‏خواهيم بگوييم اختلاف شيعه و سنى هميشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخيل بوده؛ بعضى از جهالتها، بعضى از تعصبها، بعضى از احساسات، بعضى از کج‏فهميها دخالت داشته؛ ليکن وقتى استعمار وارد شد، از اين سلاح حداکثر استفاده را کرد.
لذا شما مى‏بينيد برجستگان مبارزه‏ى با استعمار و استکبار، روى مسئله‏ى «وحدت امت اسلامى» تکيه‏ى مضاعف کرده‏اند. شما ببينيد سيدجمال‏الدين اسدآبادى (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) معروف به افغانى و شاگرد او شيخ محمد عبده و ديگران و ديگران، و از علماى شيعه مرحوم شرف‏الدين عاملى و بزرگان ديگرى، چه تلاشى کردند براى اينکه در مقابله‏ى با استعمار نگذارند اين وسيله‏ى راحتِ در دست استعمار، به يک حربه‏ى عليه دنياى اسلام تبديل شود. امام بزرگوار ما از اول بر قضيه‏ى وحدت اسلامى اصرار مى‏کرد. استعمار، به اين نقطه چشم دوخت و از آن حداکثر استفاده را کرد.
                                                                                                                   
ادامه مطلب...

 

نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 16 بهمن 1385  ساعت 2:16 عصر 

رهبر معظم انقلاب اسلامى:
ما شيعيان و پيروان اهل بيت، هزاران بار خدا را شکر مى‏گزاريم که چشم ما را به اين حقيقت باز کرد، دل ما را پذيراى اين حقيقت کرد، ما را در محيطهايى به دنيا آورد و پرورش داد که اين حقيقت در آن محيطها جا افتاده بود؛ اينها خيلى نعمتهاى بزرگى است.
                                       
يک نکته‏اى که در کنار اين لازم است پيروان اهل بيت و نيز همه‏ى مسلمانان در نظر داشته باشند، اين است که: ما از حادثه و واقعه‏ى غدير - که نشانه‏ى عظمت اسلام و جامعيت اسلام است - به عنوان وسيله‏اى براى تضعيف اسلام استفاده نکنيم. اين را من بالخصوص امروز و اين روزها موظفم و مقيدم که به همه‏ى ملت عزيزمان و همه‏ى مسلمانها در هر نقطه‏ى دنيا عرض بکنم که مراقب باشند امروز براى تضعيف اسلام، دشمنان به دنبال همين نقطه‏ى خاص، همين چيزى که منشأ عظمت اسلام است، هستند؛ يعنى مسئله‏ى شيعه و سنى، قبول غدير و انکار غدير. دشمن مى‏خواهد مسئله‏ى غدير را يک مايه‏ى برادرکشى و جنگ و خونريزى قرار بدهد؛ در حالى که غدير مى‏تواند وسيله‏ى ائتلاف و برادرى مسلمانها با هم باشد. مرحوم شهيد مطهرى (رضوان‏اللَّه‏عليه) قبل از انقلاب يک مقاله‏ى مفصلى درباره‏ى کتاب «الغدير» علامه‏ى امينى نوشتند و ثابت کردند که الغدير علامه‏ى امينى، وسيله‏ى وحدت مسلمين است. بعضى خيال مى‏کردند کتاب الغدير ممکن است مايه‏ى افتراق بشود. ايشان مى‏گويد اگر درست فکر کنيم، درست عمل کنيم و سنجيده پيش برويم، کتاب الغدير مايه‏ى وحدت دنياى اسلام است. برادران اهل سنت ما هم مى‏توانند در يک محيط خالى از پيش‏داورى به منابع غدير مراجعه کنند؛ يا مى‏پذيرند، يا نمى‏پذيرند. در هر دو صورت، چه بپذيرند و چه نپذيرند، اين معنا مسلّم است که قضيه‏ى غدير هيچ‏گونه جنگ و دعواى بين پذيرنده و نپذيرنده به وجود نمى‏آورد و اختلافات را ايجاب نمى‏کند. براى شيعيان هم همين‏طور است. شيعيان هم خدا را شکر کنند که از طرف پروردگار به نعمت اين اعتقاد و معرفت متنعم شدند. آن برادرهايى هم که اين حقيقت را قبول نکردند، يا مراجعه نکردند، يا اطلاع ندارند و يا نتوانستند ذهنهايشان را قانع کنند، آنها هم اعتقادى ندارند. اين، اختلاف و درگيرى را ايجاب نمى‏کند.
                                                                                                        ادامه مطلب...

 

نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 16 بهمن 1385  ساعت 2:14 عصر 

 در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن کريم بر اين نکته، نهاده است که وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شکست و سستى و از کف دادن قوت و قدرت است   .


                                           
محورهاى همبستگى ملى از نگاه قرآن‏
در اين
خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن کريم بر اين نکته، نهاده است که وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شکست و سستى و از کف دادن قوت و قدرت است.
سرآغاز سخن‏

آن هنگام که بعثت رسول اکرم(ص) همچون آذرخشى کوير ظلمانى جامعه بشرى را
پرتوافشانى نمود و سرزمين حجاز را مرکز تابش انوار تابناک وحى قرار داد، زنجيرهاى اسارت که افکار مردم را در انجماد و تحجّر قرار داده بود يکى پس از ديگرى از هم گسست و به برکت نور حق و چ شمه هميشه‏جوشان توحيد، عداوت و دشمنى رنگ باخت، دلها به هم نزديک شد، رحمت و برکت بر انسان‏ها باريد و بالأخره اين انقلاب معنوى و تحول ملکوتى با خود، آرامش، امنيّت، الفت و حسن تفاهم را به ارمغان آورد.
اساساً
تعاليم اسلام به گونه‏اى است که اتحاد و همبستگى مس لمانان را صرف‏نظر از تنوع قومى، نژادى، زبانى و فرقه‏اى ترويج مى‏کند. خدايى که مؤمنان مى‏پرستند يکى است، شعارشان لا اله الاّ اللّه است و همه به رسالت محمدى ايمان دارند، تمامى مسلمانان قرآن را کتاب مقدس آسمانى خويش مى‏دانند و آن را براى تقرب به حق و بهره‏مند شدن از معنويت آياتش تلاوت مى‏کنند، قانون اساسى همه مسلمين در اين کتاب مندرج است، همه به سوى قبله‏اى واحد نماز مى‏خوانند، بانگ اذان همه يکى است زمان معين آنان براى روزه‏دارى و عبادت، ماه رمضان است، آنان روز اول شوال و نيز روز اضحى را عيد خويش مى‏شمارند و در ماه ذيحجّه با هم در حرم امن الهى اجتماع مى‏کنند تا مراسم حج ابراهيمى را انجام دهند، به ساحت مقدس خاندان نبوى ابراز ارادت، مى‏نمايند و احترام ويژه‏اى براى اهل‏بيت پيامبر قائل‏اند. اين موارد به خوبى مى‏تواند دلها را به يکديگر پيوند دهد و روح همبستگى برادرى اسلامى را که عظمت مسلمانان را به نمايش مى‏گذارد، احيا نمايد.(1)
 وحدت و همبستگى يکى از مواردى است که تداوم و
پايدارى نظام‏ها و ملت‏ها به آن بستگى دارد، و به همين دليل، تمامى ملل براى وحدت و همبستگى اهميت خاصى قائل شده‏اند و براى حفظ اين امر خطير برخى امور را، در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگى خود قرار داده‏اند به عنوان نمونه وقتى در تاريخ جنگ‏هاى صليبى که عليه مسلمانان بر پا شد دقت کنيم مى‏بينيم مسيحى‏ها بهترين حربه‏اى که براى اتحاد خود بکار بستند دين بوده است، يا در جنگ جهانى دوم آلمان‏ها براى همبستگى خود از عنوان نژاد برتر استفاده کردند. در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن کريم بر اين نکته، نهاده است که وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شکست و سستى و از کف دادن قوت و قدرت است.
                                                                                                     ادامه مطلب...

 

نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 16 بهمن 1385  ساعت 2:13 عصر 

 همگان مى دانند که ميان مذهب سنى و مذهب شيعى تفاوت هايى وجود دارد و اين تفاوت ها چيز جديدى نبوده بلکه از زمان هاى گذشته در دو گروه راجع به اين تفاوت ها و اختلافات مطالب زيادى وجود داشته و زاييده امروز نيست و فقط همين روزها شناخته نشده اند        .

همگان مى دانند که ميان مذهب سنى و مذهب شيعى تفاوت هايى وجود دارد و اين تفاوت ها چيز جديدى نبوده بلکه از زمان هاى گذشته در دو گروه راجع به اين تفاوت ها و اختلافات مطالب زيادى وجود داشته و زاييده امروز نيست و فقط همين روزها شناخته نشده اند.
نزد کسانى که اين مسايل را پى مى گيرند بايد روشن شده باشد که مذهب شيعه طى مدت صدها سال تحولات زيادى پذيرفته و آنچه که در گذشته در مورد اين مذهب گفته مى شد ضرورتا در حال حاضر وجود ندارد و شواهد موجود هم اکنون صحت گفته ها را تاييد مى کند. با تاکيد مى توان گفت که مذهب اهل سنت نيز تحولات زيادى را شاهد شده است و يقينا سياست در نوشته هاى هر دو فرقه درباره يکديگر، نقش کاملا اساسى داشته است.
من بر اين باور بودم که اين اطلاعات را برادرانى که چندى قبل در مورد حرمت يارى رساندن به حزب الله در جنگ فعلى اش با صهيونيست ها، فتوا صادر کردند، کاملا در اختيار دارند. آنها فتوا داده بودند که نه فقط کمک مادى که کمک معنوى و حتى دعا کردن براى حزب الله حرام است، گويى که خداوند سبحان نمى داند که چه موقع دعا را مستجاب و چه موقع مستجاب نکند.
من بر اين باور بودم کسانى که اين فتوا را صادر کردند، درک اين را داشته اند که زمان جنگ، احکام ويژه اى دارد و با احکام زمان صلح کاملا متفاوت است و حتما مى دانستند که صدور چنين فتواهايى در حال حاضر فقط مورد بهره بردارى صهيونيست ها قرار مى گيرد و آنها عملا از آن فتوا سود جسته و با اين بهانه که برخى عرب ها اعتقاد دارند که حزب الله مستحق چنين عملى است دست به کشتار دسته جمعى و وحشيانه زدند. صهيونيست ها مى گويند حال که وضعيت چنين است چرا موردى که بايد محقق شود دير انجام پذيرد.
اى کاش آنها به خاخام هاى صهيونيست نگاه مى کردند. خاخام هايى که فتوا دادند کشتن زنان و کودکان لبنان و فلسطين حلال است زيرا جنگ است و در عرف آنها همه اين جنايت ها موقع جنگ مجاز است. پس متوجه مى شويم که صهيونيست ها در حال جنگيدن هستند و در عرف آنها به هنگام جنگ هرگونه جنايتى مجاز است.
آيا واقعا تاسف آور نيست که روحانيون صهيونيست از برخى درک بيشترى نسبت به جايگاه خوددارند؟                       
                                                 ادامه مطلب...

 

نويسنده: محمد بخشي |  دوشنبه 16 بهمن 1385  ساعت 2:8 عصر